تبلیغات
باشگاه وبلاگ نویسان شهرستان خنج
 
شنبه 24 آبان 1393 :: نویسنده : مدیر وبلاگ
هفته پیش یه فیلم تلویزیونی می دیدم. این آخرین جمله شخصیت اول بود: «خدایا، خداییش تو این چند سال زندگی، بد نبودم. فقط بلد نبودم.»

این جمله خیلی به دلم نشست. شخصاً معتقدم ۹۰ درصد (شایدم بیشتر) از مشکلات ما به این خاطره که بلد نیستیم. ارتباط با خدای خودمون، با اطرافیانمون، حتی ارتباط با نفس خودمون رو هم درست و حسابی بلد نیستیم. فطرتاً انسان های پاکی هستیم. خیلی از برخوردهای ظاهراً بدی هم که با دیگران داریم با این خاطره که یاد نگرفتیم چطور درست برخورد کنیم.




میدونید «بلد بودن» یه تفاوت بزرگ و ظریف با «دانستن» داره. ما معمولاً برای کارهای عملی اصطلاح «بلد بودن» به کار می بریم. ویژگی خاص کارهای عملی اینه که باید برای یاد گرفتن اونا تمرین و تکرار مستمر داشت. گاهی اوقات ما یه مطلبی رو کاملاً بهش علم داریم. به اصطلاح می دونیم باید چه کار کنیم. اما چرا در عمل موفق نمیشیم؟ چون تکرار و تمرین نداریم. همه کارهای عملی تکرار و تمرین مداوم نیاز دارن. برای خوب بودن باید هر روز و هر لحظه خوب بودن رو تمرین کنیم.کاش یاد بگیرم که خوب باشم.

توفیقی که خداوند نصیب بسیاری از بزرگان کرده اینه که به ویژه در کودکی فضایی براشون فراهم شده که خوب تربیت بشن،خوب بودن را یاد بگیرن، بلد بشن، تمرین کنن.

هیچ زمانی دیر نیست. همیشه میتونیم از نو شروع کنیم برای بلد شدنِ خوب بودن.

خداوندا کمکمان کن برای بلد شدن. برای یاد گرفتن. برای تمرین کردن!

برای هم دعا کنیم از صمیم قلب، تا فریضه امر به معروف و نهی از منکر فردای هیچ کدام مان ترک نشود. 




نوع مطلب : دلنوشته، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 آبان 1393 :: نویسنده : مدیر وبلاگ





روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت .

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان ، یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد . پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد.

مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است . به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند ….

پسرک گریان ، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو ، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.

پسرک گفت: ” اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند . هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم ، کسی توجه نکرد . برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. برای اینکه شما را متوقف کتم ، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم “

مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت … برادر پسرک را روی صندلی اش نشاند ، سوار ماشینش شد و به راه افتاد ….

در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما ، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !

خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند ….

اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند.





نوع مطلب : دلنوشته، فرهنگی، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


رﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎﻻﯼ ﺩﺭﺧﺖ ﭘﺮﭼﻢ ﻭﺻﻞ می کرﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﺮﻡ.

ﯾﻪ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻣﺸﮑﯽ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﺗﻤﺴﺨﺮ آمیزی ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺩﺍش! ﺷﻤﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﯿﺌﺘﯽ ﻫﺴﺘﯿﻦ ؟‏

ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﮔﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﺩ…

ﮔﻔﺖ: ﭘﺲ ﺭﯾﺶ ﮐﻠﻪ ﻗﻨﺪﯾﺖ ﮐﻮ؟‏! ﺗﺴﺒﯿﺤﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ‏؟‏

ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺯﯾﺮ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺷﯿﺸﻪ ﻋﻘﺐ هم آرم ﻓﺮﻭﻫﺮ چسبوندﻩ ﻭ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻫﻔتاد ﻗﻠﻢ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻨﺎﺭﺷﻪ!

ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺍﯾﻨﺎ ﭼﯿﻪ ﺭﻭی ﺷﯿﺸﻪ ﭼﺴﺒﻮﻧﺪﯾﺪ؟

ﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻨﺎ ﻧﻤﺎﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﯿﺮ ﻭ ﺯﺭﺗﺸه ﻭ نشون دهنده ﻧﮋﺍﺩ ﺯﻻﻟ ﭘﺎﮎ ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻣﻨﻪ

ﮔﻔﺘﻢ: ﻭﺍﻻ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯿﺎﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺯﯾﺮ ﺍﺑﺮﻭ ﺑﺮ ﻧﻤﯿﺪﺍﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﯽ!
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻫﻢ ﺭﯾﺶ ﻭ ﺳﯿﺒﯿﻞ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﻧﺪﺍﺭﯼ!
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﯿﻨﯿش را ﻧﻮﮎ ﺑﺎﻻ ﻋﻤﻞ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ عمل ﮐﺮﺩﯼ!
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺗﯿﭙﺶ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ﺑﻮﺩ… ﺗاتو ﭘِﻠﯽ ﺑُﻮﯼ ﺭﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﺪﺍﺷت!
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻣﻠﻞ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ می گذﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﮔﻪ ﺍﻻﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ، حتما ﺩﻡ ﻣﺤﺮﻣﯽ ﺻﺪﺍی ﺿﺒﻂ ﻣﺎﺷﯿﻨش رو ﺯﯾﺎﺩ ﻧمی ﮑرد!
ﮐﻮﺭﻭﺵ غیرت داشت و ﺯﻧﺶ ﺗﻮی ﺣﺮﻡﺳﺮﺍﺵ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ ﮐﻪ ﺧوﺸﮕﻠﺶ ﮐﻨﻪ ﻗﺮﺵ ﺑﺪﻩ ﺗﻮ ﭼﺸﻢ ﺟﻤﺎﻋﺖ!
میشه بگی اصالت کوروش رو کی حفظ کرده؟

هیچی نگفت؛ بوق زد ﺭﻓﺖ…





نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 مرداد 1393 :: نویسنده : مدیر وبلاگ
عاقلانه نیست که انسان برای لذت دیگران عذاب الهی را برای خود بخرد.

وقتی چشم دریای هوس شود قایق گناه در آن حرکت میکند و موج عصیان پدید می آورد.

رابطه“گناه“ و “نگاه“ چه قدر است؟

آنان که از تیر نگاه های موسوم پروا نمیکنند شکار نگاه های هوسران میشوند.

آنگاه…دست و پازدن ها به جایی نمی رسد.

برای مصون ماندن از “تیر نگاه ” چه باید کرد ؟؟؟؟؟؟









نوع مطلب : فرهنگی، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 مرداد 1393 :: نویسنده : مدیر وبلاگ
باشگاه وبلاگ نویسان شهرستان خنج ... .

باشگاه وبلاگ نویسان شهرستان خنج آمده است تا محفلی باشد برای وبلاگ نویسان شهرستان. وبلاگ نویسی موضوعی است که مورد استقبال افراد زیادی در فضای مجازی قرار گرفته است. از کودکان گرفته تا بزرگسالان همگی به نوعی دوست دارند در این عرصه فعالیت داشته باشند و مطالب و دلنوشته های خود را در معرض دید همگان قرار دهند.

اینجا محفلی است برای تمامی افرادی که وارد عرصه فضای مجازی شده و وبلاگ نویس هستند.

بهترین مطالب وبلاگ های شهرستان خنج را در اینجا ببینید.

ما به دنبال آنیم که وبلاگ نویسان شهرستان را در این مجموعه معرفی نماییم. لذا از تمامی دوستان وبلاگ نویس شهرستان خنج دعوت می کنیم تا در جمع صمیمی اعضای ما حاضر شوند. شما می توانید مطالب تولیدی خود را با نام و وبلاگ خود در باشگاه وبلاگ نویسان شهرستان خنج ثبت نمایید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




باشگاه وبلاگ نویسان شهرستان خنج
درباره وبلاگ

باشگاه وبلاگ نویسان شهرستان خنج محفلی است برای تمامی وبلاگ نویسان شهرستان. ما به دنبال آنیم که وبلاگ نویسان شهرستان را در این مجموعه معرفی نماییم. لذا از تمامی دوستان وبلاگ نویس شهرستان خنج دعوت می کنیم تا در جمع صمیمی اعضای ما حاضر شوند. شما می توانید مطالب تولیدی خود را با نام و وبلاگ خود در باشگاه وبلاگ نویسان شهرستان خنج ثبت نمایید.

مدیر وبلاگ : مدیر وبلاگ
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :